عكس تو را تو قاب چوبي دلم چسبندم
نميدونم ....
اسم تو را با چه واژه بر تارك دل نوشتم
فقط ميدونم سراسر از عشق و احساس
به خون جگر غسل داده در آب وضو
نميدونم .... !
اسمم بعد چند سال مد ميشه
فقط ميدونم تو مركز دلت جا گرفته
جايه برگشتي نداره !
هنوزم هنوزه
وقتي اسمم را صدا ميزني
زمين تا عرش آسمان به لرزش مياد
بيا و نگاه كن
تو عرش دلم غوغاي به پا شد
فرشته ها اومدن نظاره گر عشقمون باشند
و بس ....
نگام با عطر نفس هاي تو
مثل گل پيچك گره خورد
حالا ....
تو ثانيه هاي با هم بودن
عطر نفس هاي تو
تو لابلاي انگشتم پيچيده
بزار ....
بزار دلم از عطر نفسهات جون بگيره !


