دیگر قلم در دستان نازکم به چرخش نمی آید . دیگر چشمانم بر زیبای تو چشم نمی بندد .
می خواهم چشمانم را بر تاریکی ببندم و نظاره گر غروب زندگیم باشم .
هیچی نگو .... هیچی نپرس !؟
منو مهمان چند قطره اشک از چشمان زیبات کن ....!!
+ نوشته شده توسط الهام در شنبه
1384/06/19 و ساعت
4:22 PM |